هر روز، روزي است كه هست و هرگز در جهان روزهاي هم شكلي وجود نداشته است.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶

مجموعه سخنان پیامبر در مورد ولایت و امامت + سند

مجموعه سخنان پیامبر در مورد ولایت و امامت + سند

http://Mtw-dini.ir/wp-content/uploads/2016/12/hazratmohamad.jpg

پیامبر صلى الله علیه و آله چگونه و تا چه اندازه به موضوع ولایت و امامت حضرت على علیه السلام پرداخته اند؟

پاسخ:

چگونگى پرداختن به مسأله امامت و ولایت حضرت على در سنت و سیره پیامبر گرامى اسلام از مسائل بسیار مهم است و تحقیقاتى گسترده می طلبد. در این جا به اختصار چند نكته اشاره می شود:

یك- برخورد پیامبر با حضرت على علیه السلام در بسیارى موارد به گونه اى ویژه بود و نسبت به نحوه برخورد آن حضرت با دیگران تفاوت معنى دارى را نشان داده است. از جمله اینكه:

۱- ۱- به طور معمول در جنگ ها با وجود حضرت على علیه السلام فرماندهى جنگ را به او سپرده و به دیگران نمی داد.

۱- ۲- به هنگام خروج از مدینه براى جنگ تبوك حضرت على علیه السلام را به جانشینى خود در مدینه باقى گذاشت.

۱- ۳- در ابلاغ سوره برائت به مشركان ابوبكر را از نیمه راه برگرداند و این رسالت را بر دوش على علیه السلام نهاد.

۱- ۴- در آخرین روزهاى عمر خود با تأكید فراوان همه را امر نمود كه در سپاه اسامه شركت كنند و از شهر خارج شوند و سرپیچى كنندگان را مورد لعن و نفرین قرار داد. اما در میان همه على علیه السلام را از این فرمان مستثنى كرد تا زمینه انتقال قدرت به او بدون مشاجره و درگیرى فراهم آید.

۱- ۵- در جریان مباهله على علیه السلام را به عنوان نفس خویش برگزید و همراه خود برد.

۱- ۶- در میان همه مسلمانان تنها با على علیه السلام عقد اخوت بست.

۱- ۷- در هر جاى و هرگاه بلندترین سخنان را در ستایش و بیان فضایل منحصر به فرد امیرمؤمنان علیه السلام بر زبان می آورد و لحظه اى در معرفى چهره برتر و درخشان او دم فرو نمی بست.

نمونه هایى از این دست فراوان است و همه نشانگر جایگاه بلند و منزلت بى بدیل على بن ابى طالب علیه السلام در نظر پیامبر و شایستگى او براى بلندترین مناصب و مسئولیت ها در راستاى حفظ دین، رهبرى دینى و سیاسى امت و مدیریت جامعه اسلامى است.

http://Mtw-dini.ir/wp-content/uploads/2016/12/%filename%

دو – پیامبر از نخستین مراحل دعوت و اعلان رسالت خویش به جانشینى حضرت على علیه السلام تصریح كرده اند. از جمله در نخستین جلسه اى كه به امر خدا خویشان را گرد آورده و رسالت خود را به آنان ابلاغ نمود رو به آنان كرد و فرمود: «این جوان (على) برادر و وصى و جانشین من در مقابل شما است.

پس به سخنان او گوش دهید و از او پیروى كنید».[۳]

با توجه به مطالب پیشین روشن می شود كه اعلام خلافت امیرمؤمنان از نخستین مرحله اعلان رسالت امرى الهى و آسمانى بوده است.

سه – احادیث معتبر رسیده از پیامبر در خصوص ولایت و جانشینى امیرمؤمنان بسیار زیاد و در كمال وضوح و صراحت، در موارد مختلف و به شیوه هاى گوناگون بر این مسأله تأكید كرده است.

چهار – پیامبر در موارد مختلف اساس خلافت و امامت را امرى الهى و وابسته به تعیین پروردگار خوانده اند از جمله:

۲- ۱- حدیث رد درخواست خلافت؛ در سیره ابن هشام آمده است زمانى كه پیامبر در مكه بودند و وضع سخت و دشوار بود رئیس یكى از قبایل به آن حضرت گفت من و قومم حاضریم به تو ایمان آوریم به شرط اینكه قول دهى پس از خود یكى از ما را به جانشینى برگزینى.

پیامبر صلى الله علیه و آله در پاسخ فرمود: اینكه چه كسى پس از من جانشین باشد در اختیار من نیست. بلكه در اختیار خداست.[۱]

۲- ۲- پس از واقعه غدیر خم برخى از مخالفان از پیامبر صلى الله علیه و آله سؤال می كردند كه از جانب خود على را ولى مؤمنان خوانده و بر دیگران  سرورى و برترى داده است یا از جانب خدا؟ پیامبر در پاسخ به این پرسش می فرمود: «سوگند به آنكه جز او خدایى نیست این مطلب از سوى خداست».[۲]

اكنون چند نمونه را یادآور می شویم:

۴- ۱- حدیث منزلت؛ بنابر نقل متواتر از شیعه و سنى [۴] پیامبر صلى الله علیه و آله درباره حضرت على علیه السلام فرمود: «انت منّى بمنزلة هارون من موسى الا انّه لا نبىّ بعدى»[۵]؛ «تو (على) نسبت به من همانند هارون به موسى هستى  جز آنكه پس از من دیگر پیامبرى نیست». یعنى غیر از نبوت هر نسبتى را كه هارون به موسى داشت تو نیز نسبت به من دارى و همان گونه كه هارون جانشین موسى و یار و پشتیبان او بود تو نیز چنین هستى.

۴- ۲- حدیث لیلةالانذار؛ این حدیث همان است كه در رقم سه پیرامون خلافت امام على علیه السلام در نخستین جلسه اعلان رسالت بیان شد.

۴- ۳- حدیث پیشوایى (امره المؤمنین)؛ این حدیث در ذیل قضیه غدیر آمده است كه پیامبر به اصحاب خود فرمود: «سلّموا على على بإمره المؤمنین»[۶]؛ «به على به عنوان پیشوا و زمامدار مسلمانان سلام بدهید».

۴- ۴- حدیث خلافت؛ از جمله سخنان پیامبر خطاب به حضرت على این است كه: «انت الخلیفه من بعدى»؛ «خلیفه پس از من تو هستى».[۷]

۴- ۵ و ۶- حدیث ثقلین و حدیث غدیر؛ حدیث ثقلین و غدیر از شهرت و امتیازات ویژه اى برخوردارند. لاجرم آن دو را جداگانه در پرسش هاى پسین مورد بررسى قرار خواهیم داد.

۴- ۷- احادیث دوازده امام؛ احادیث متعددى در منابع شیعه و سنى نقل شده است كه پیامبر جانشینان و اوصیاى پس از خود را دوازده نفر معرفى كرده اند.

یكى از این روایات به شرح زیر است:

امام الحرمین جوینى به سند خود از ابن عباس و او از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل می كند كه فرمودند: «من سرور پیامبرانم و على سرور اوصیا. اوصیاى پس از من دوازده نفرند، اولشان برادرم و آخرشان فرزند من است.»

از آن حضرت پرسیدند: برادرتان كیست؟

فرمود: «على بن ابى طالب».

پرسیدند: فرزندتان كیست؟

فرمود: «مهدى، همان كسى كه زمین را پر از عدل و داد كند، همانسان كه از ظلم و جور پر شده است».[۸]

۴- ۸- حدیث وصایت؛ در احادیث متعددى پیامبر صلى الله علیه و آله امیرمؤمنان علیه السلام را به عنوان وصى خود معرفى كرده اند. در یكى از این روایات آمده است:

«هر پیامبرى وصى و وارثى دارد و على وصى و وارث من است».[۹]

۴- ۹- حدیث وزارت؛ در روایات مختلفى امام على علیه السلام وزیر پیامبر خوانده شده است. بنابر روایتى پیامبر در سفر معراج پرسید: «اى جبرئیل! وزیر من كیست؟ پاسخ داد: على ابن بى طالب».[۱۰]

احادیث دیگرى نیز در این باب وجود دارد كه به جهت اختصار به این مقدار بسنده می شود.[۱۱]

………………………………………..

[۱] . بنگرید: شهید مطهرى، امامت و رهبرى، ص ۱۰۲ و ۱۰۴؛ نیز: بحارالانوار، ج ۹، ص ۲۷۱٫

[۲] . بنگرید: الغدیر، ج ۱، ص ۲۴۶- ۲۳۹٫

[۳] .«ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فاسمعوا له و اطیعوا».( تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۶۲ و ۶۳، كامل ابن اثیر).

[۴] . اهل سنت این روایت را قبول دارند اما می گویند متواتر نیست ولى علامه میرحامد حسین لكنهوى تواتر آن رااثبات كرده است. بنگرید: شهید مطهرى، امامت و رهبرى، ص ۱۰۶- ۱۰۹٫

[۵] . شهید مطهرى، امامت و رهبرى، ص ۱۰۰ و ۱۰۱٫

[۶] . شهید مطهرى، امامت و رهبرى، ص ۱۰۰ و ۱۰۱٫

[۷] . همان، ص ۱۰۲٫

[۸] . فرائد المسطین، ج ۲، ص ۳۱۲٫

جهت آگاهى بیشتر بنگرید: پرسش ۲۸ (به چه دلیل امامان دوازده نفرند).

[۹] . شیخ سلیمان بن ابراهیم القندوزى الحنفى، ینابیع الموده، تحقیق سید على جمال اشرف الحسینى، ج ۱، ص ۱۱، الطبقه الاولى( ۱۴۱۶)، دارالاسوه.

[۱۰] . همان، ج ۲، ص ۳۰۹٫

[۱۱] . جهت آگاهى بیشتر بنگرید: محمدى الریشهرى، موسوعة الامام على بن ابیطالب، ج ۲، قم: دارالحدیث.

پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، دفتر چهارم(امام شناسى)، دفتر نشر معارف – قم، چاپ: دهم، ۱۳۸۹٫‏- پرسش۱۷

مجموعه سخنان پیامبر در مورد ولایت و امامت + سند